بلیط هواپیما برای پروازهای داخلی (چارتر و سیستمی)
1
بزرگسال (+12) سال
0
کودک (2-12) سال
0
نوزاد (0-2) سال
سفر یکطرفه
سفر دو طرفه
تاریخ انتشار:
نویسنده: نسرین سمندری

حیات وحش شمال ایران (قسمت سوم)

برسی حیات وحش شمال ایران

فُک کاسپین تنها پستاندار دریای خزر است، این پستاندار بهار و تابستان را در سواحل ایران به سرمی برد اما پائیز به سواحل روسیه می رود. فک شکارچی ماهری است و غذای اصلی آن ماهی کیلکا است و راز موفقیتش در شکار سیبیل هایش است. فک روی صورتش 124 تا 138 تار سیبیل دارد که روی هر کدام 100 تار عصبی است، تارها کوچکترین تلاطم را حس کرده و مکان و فاصله ی دقیق طعمه را به فک اطلاع می دهد.


حیات فک با همه ی بزرگی اش به ماهی های ریز دریایی وابسته است اما این روزها کیلکا کمتر نصیب فک ها می‎شود چون انسانها ماهی کیلیکا را بی رویه سید و می‌خورند، پس ما فک را در معرض خطر قرارداده ایم. البته دلایل دیگری هم برای انقراض فک ها هست، از جمله آلودگی آب دریا و شکار بی رویه ی آنها در سواحل شمالی که جمعیت فک ها را کاهش داده است. ماهیگیران هم فک ها را رقیب خود در صید ماهی می دانند و برای همین آنها را شکار کرده تا رقیب را از میدان به در کنند، شکار فک ها تعداد آنها را در 20 سال گذشته از حدود 1 میلیون قطعه به 100هزار قطعه رسانده است. برخی از فک ها در تور های ماهیگیری گیر می کنند و درنتیجه یا کشته و یا خفه می‌شوند.


در کشور های حوزه ی دریای خزر معمولا فک های اسیر را می‌کشند، اما در سواحل ایران اداره ی محیط زیست صیادان را آموزش داده تا فک های به تور افتاده را آزاد کنند. اما اگر یک فک در این کشاکش در تور زخمی شود برای مداوا به اداره ی محیط زیست تحویل داده می‌شود تا بعد از مداوا و بیومتری آن را به دریا برگردانند.


فک جانوری با ارزش برای اکوسیستم این دریا است و به دلیل قرار گرفتن در راس هرم غذایی برای ما انسان ها بسیار با ارزش است، زیرا هر نوع آلودگی که در دریای خزر باشد در بدن این موجود است. ما با تحقیق بر روی این حیوان می توانیم به بهداشت خودمان هم کمک کنیم چون بخشی از رژیم غذایی ما ذخایر این دریا است. این جانور بزرگ که در خشکی بسیار کم تحرک است تا به آب می رسد با پاهای بلند خود سریع شنا می کند و پیش می‌رود.


چند صد کیلومتر دورتر از دریای خزر شمار حیواناتی مانند، آهو هم در دشت میرزا بایلو رو به کاهش است، دشتی با مساحت دو هزار هکتار که تنها محل زندگی گله های آهو در شمال ایران است و به دشت آهووان معروف است. امروزه حدود 430 آهوی نر و ماده در این دشت زندگی می کنند، ماده ها جثه ی کوچک تر داشته و شاخ ندارند و اگر دارند کوتاه تر از 5 سانتی متر است، این حیوانات زیبا تا وقتی که احساس امنیت کنند با گردنه ی افراشته رو به جلو و گوش های راست و دومی آویزان راه می‌روند.


آهوها موقع غذا خوردن با تکان دادن دم حشرات را از خود دور می‌کنند، اگر آهو احساس خطر کند گردنش را راست نگه می‌دارد و سرش را بالا می‌گیرد و دمش را تکان می دهد تا به سایر اعضای گله هشدار دهد. در این مواقع حیوان گوش هایش را بالا گرفته و به طرف منبع خطر نگاه می کند و اگر خطر نزدیک شده باشد پا به فرار می‌گذارد. آهو ها با پاهای بلند و کشیده خیلی زود سرعت خود را به 80 کیلومتر در ساعت می‌رسانند و با این حال خطرات زیادی از جمله شکار چیان آنها را تهدید می‌کنند. همچنین کشیدن جاده در میان این دشت که محل زندگی گله های آهو است، جان آهوها را به خطر انداخته است.


جاده ها نه فقط سلامتی آهو ها را بلکه سلامتی دیگر حیوانات را به خطر انداخته اند. ماشین ها در سال 1393، 350 حیوان مختلف را در پارک ملی گلستان کشتند.


جِربیل هم از ساکنان دشت میرزا بایلو است که در نزدیکی آهو ها زندگی می‌کند. جونده ای است خیلی به موش شبیه است اما دمش بلندتر است و منگوله دارد، برخلاف خیلی از حیوانات شمال، جربیل ها زیاد هستند چرا که با دم بلند و چشمان تیز بین و پاهای کشیده و زندگی در لانه های زیر زمینی خیلی سخت می توان آنها را شکار کرد. یک جربیل بین 120 تا 35 و 190 میلی متر است اما دمش یک ونیم برابر طول بدنش است و کمک می کند که تند و سریع فرار کند. جربیل گیاه خوار علفی، برگ دانه ها و ریشه ی گیاهان وحشرات را می‌خورد و این جونده غذای بسیاری از حیوانات مانند جغد، شغال و روباه و مار وحتی برخی پرندگان شکاری است و شاید کاهش پرندگان شکاری در افزایش تعداد جربیل ها بی تاثیر نبوده است.


جربیل


در شمال ایران پرندگان شکاری مختلفی وجود دارند، از آنجا که ایران در مسیر مهاجرت پرندگان شکاری است و عضو کنوانسیون بین المللی حفاظت از پرندگان شکاری، متعهد شده است که از صید و قاچاق پرندگان شکاری جلوگیری کند، اما شکارچیانی که خود را عضو کمیسیون نمی دانند با تله های مخصوص این پرندگان را شکار می‌کنند و نظارت قوی برای جلوگیری از شکار وجود ندارد.


پرندگان شکاری باقرقره های شکم سفید را هم شکار می‌کنند و باقرقره پرنده ی زیبای دشت های شمال ایران است که با پرهای طلایی اش آن را زیبا ترین پرنده ی خاورمیانه می دانند. میان این باقرقره ها هم البته نرها، پرو بال خوش رنگ تری داشته اند و در فصل جفت گیری با به رخ کشیدن زیبایی خود ماده ها را جذب می کنند و باقرقره حشره خوار بوده و از دانه ی میوه ها و جوانه ی گیاهان استفاده می‌کنند. باقرقره ی شکم سفید بیشتر در محیط خشک و بیابانی زندگی می کند، در دیگر مناطق ایران به صورت عبوری هستند اما در جنوب ایران همیشه ی سال دیده می شوند. در سال های اخیر با خشک شدن قسمت های زیادی از تالاب های بین المللی گُمشان با قرقره ها به این مناطق مهاجرت کرده اند که تعداد آنها را در این منطقه حدود یک میلیون قطعه تخمین می‌زنند.


شکار غیر مجاز و بی رویه ی باقرقره ها در شمال امری طبیعی شده است و به گفته ی یکی از محیط بانان فقط در یک مرحله بر پایی دام هوایی، شکار چیان بیش از 1400 باقرقره را شکار کرده بودند.


یکی دیگر از گونه های در خطر جانوری، قوچ و میش ها هستند، به همین دلیل اداره ی محیط زیست استان گلستان سالی دو بار قوچ ها و میش ها را سرشماری می‌کند، یک بار در بهار و یک بار در پاییز. در اوضاع فعلی محیط زیستی ها می ترسند که این حیوانات هم از بین بروند. در بهار قوچ ها را با پاراگرایدر سرشماری می‌کنند ولی در پاییز که باد شدید است محیط بانان در گروه های چند نفره گله ها را شمارش می‌کنند، تا برای حفظ و نگهداری آنان برنامه ریزی دقیق و درستی انجام دهند.


 بر اساس سرشماری ها، 4 تا 5 هزار قوچ و میش در پارک ملی گلستان زندگی می‌کنند. اواسط آذر زمان قوچ مستی است، قوچ مستی به زمان جفت گیری قوچ ها و میش ها می‌گویند، که دو سه هفته طول می کشد، در این زمان قوچ های پر زورتر میش ها را تصاحب می‌کنند. در زمان قوچ مستی سطح هوشیاری قوچ ها و میش ها به دلیل ترشح هورمون های جنسی پایین می آید، برای همین شکارچی ها از فرصت استفاده کرده و آنها را شکار می‌کنند. در این فصل کار ماموران محیط زیست برای جلوگیری از شکار دشوارتر از هر زمان دیگری است.


این حیواناتی که روی صخره ها جست و خیز می‎کنند کَل و بز هستند. نرها شاخ های بلند گره دار زیبایی دارند که شبیه به شمشیر است. شاخ های آنها به طرف عقب بدنشان متمایل شده و حالتی نیم دایره ای دارند و به نرها "کَل" می گویند و به ماده ها "بز". شاخ های بز نسبت به کل ها بسیار ساده و کوتاه است. رنگ بدن کل ها طیفی از قهوه ای روشن تا خاکستری است دقیقاً به رنگ کوه هایی که در آنها زندگی می‌کنند.


فصل پاییز زمان جفت گیری این حیوانات است، این ها اجداد بز های اهلی هستند با اینکه شاخ های بلندتر و جثه ای بزرگ تر از بزهای اهلی دارند. مهارتشان در بالا رفتن از صخره ها شگفت انگیز است. سنگین بودن قسمت جلویی بدن، پاهای کوتاه و ساختمان خاص سم های کل و بز ها باعث می شود به راحتی از صخره های سخت گذر کرده و بالا رفته و تعادل خود را به خوبی روی این صخره های صعب العبور حفظ کنند. کل و بزها حس بویایی و شنوایی بسیار قوی دارند و خیلی زود خطر را حس می کنند و در مواقع خطر خیلی زود به صخره های بلند پناه می‌برند چرا که می دانند هیچ کدام از دشمنان نمی توانند در این صخره های صعب العبور تعقیبشان کنند.


صخره نوردی برای بز یا کل خیلی ساده است و این توانایی ذاتی را به خاطر شکل پاهایش دارد البته بز نمی تواند روی زمین صاف راحت برود و برای همین در زمین های مسطح زود شکار می‌شود. سالها پیش، دسته های بزرگ کل و بز را در اکثر مناطق کوهستانی ایران می‌دیدیم اما شکار با سلاح های ساچمه زنی و جنگی جمعیت آنها را خیلی کم کرده است. در این مناطق پارک ملی گلستان فقط 300 کل و بز زندگی هستند. مهم ترین دشمن کل و بز قوچ و میش و پلنگ و گرگ است که رد پایش را در سراسر دشت می‌بینید.


پلنگ ایرانی بزرگترین نژاد پلنگ در دنیا است، پلنگ با سرعت، انعطاف و قدرت زیادش گسترده ترین پراکندگی را بین گربه سانان بزرگ جهان دارد. در ایران در اغلب استان های کشور زندگی می‌کنند و بیش تر آنها در شمال ایران در پارک ملی گلستان مشاهده شده است، آمار مشخصی از پلنگ ها در دست نیست اما تعداد آنها را در گلستان بین 20 تا 30 قلاده تخمین می‌زنند.


در مقایسه با سایر گربه سانان، پلنگ ها شکارچیان توانایی هستند، قدرت بینایی بسیار خوب و بدنی عضلانی و پنجه های قوی و سبیل های بلند باعث شده که شکارچیان بی رقیبی باشند. شکار، پلنگ ایرانی را هم در خطر انقراض قرار داده است. کشیدن جاده وسط پارک ملی گلستان که از مهم ترین زیستگاه های این حیوان است باعث شده تعداد زیادی از پلنگ ها کشته شوند و گونه ای که به شدت در معرض خطر انقراض است و متاسفانه به دلیل شکار و تصادفات جاده ای و سایر عوامل تعداد آنها به شدت کاهش یافته است و مطمئنا روزی انسان ها اهمیت حفظ گونه های مختلف جانوری را خواهند فهمید و امیدواریم آن روز خیلی دیر نباشد.


میانکاله اولین تالاب بین المللی ایران است و آن را به عنوان ذخیره گاه زیست کره در جهان ثبت کرده اند، ذخیره گاهی ازفلامینگوها، باکلانها، قوها، پلیکانها، مرغابی ها، عقاب های دریایی دم سفید و اردک های سر سفید.


فلامینگو ها به خاطر قد بلند و پاهای دوک مانند و گردن دراز و منقار خمیده و خاص خود از عجیب ترین پرندگان دنیا هستند. در گروه های چند هزار تایی زندگی می کنند و به رقم قد 120 سانتی متری خود در سواحل کم عمق زندگی می‌کنند، برای تغذیه ی منقار خود را در آب حرکت می دهند و میگو و موجودات دیگر را می‌خورند و وقتی خسته می شوند گردن خود را خم می کنند و لای پرهایشان می‌گذارند و استراحت می‌کنند.


فلامینگو


این پرنده با جثه ی نسبتا بزرگ خود در هنگام پرواز پاها و گردنش کشیده و پایین تر از سطح بدن قرار می گیرد، غذای اصلی این پرنده "آرتمیا" است که فقط در آب های شور یافت می‌شود ورنگ قرمز پر های فلامینگو به خاطر رنگ دانه های آرتمیا است، اگر فلامینگو ها در اسارت ودور از آب های شور باشند، آرتمیا از غذایشان حذف و به مرور قرمزی پرهای آنها سفید می‌شود. فلامینگوی نابالغ خاکستری است اما تا پس از مدتی پرهایش تغییر رنگ داده و مثل باقی فلامینگو ها سفید و سرخ می‌شود. به نظر می رسد که میانکاله و فریدون کنار جای راحتی برای پرندگان باشد ولی مسلما جای امنی نیستند، شکارچیان مدتی است که در منطقه زیاد شده اند و پرندگان را زنده شکار می‎کنند تا به باغ های پرندگان بفروشند.


اینجا باغ پرندگان فریدون کنار است. از بال و پر سرخ پرندگانش پیدا است که تازه شکارشان کرده اند و خیلی وقت نیست که اسیر شده اند و اکثر پرندگان باغ های پرندگان محصول شکار غیر قانونی اند. این فلامینگو های زیبا در اسارت نمی توانند زاد و ولد کنند و حتی یک بار هم در تاریخ طبیعت ایران اتفاق نیفتاده که قوها و یا فلامینگو ها در اسارت جوجه بدهند و طبق آمار جهانی 50 درصد پرندگانی که از طبیعت صید می شوند. از بین می روند و نیمی از 50 درصد باقی مانده نمی توانند شرایط زندگی در اسارت را تحمل کنند و در باغ های پرندگان می میرند و تعداد کمی که باقی می مانند زودتر از پرندگان آزاد، می‎میرند.


باغ پرندگان


این پرندگان زیبا به ایران می آیند تا فصل سرما را بگذرانند و در پایان زمستان برای تخم گذاری به زادگاه خود برگردند ولی بسیاری از این پرندگان شکار شده و هرگز به زادگاه خود برنمی‌گردند. این دام های هوایی، یکی از روش های شکار پرندگان مهاجر است، پرندگانی مثل فلامینگو که شب پرواز می کنند و تور ها را نمی بینند و در آنها گیر می کنند و پرندگان به دام افتاده یا می میرند یا در باغ های پرندگان اسیر شده یا در بازار پرندگان فریدون کنار به فروش می‌رسند.


به نسبت مساحت و تراکم فریدون کنار، بزرگترین زیستگاه زمستان گذرانی جهان برای پرندگان است، سالانه میلیون ها پرنده از نقاط مختلف دنیا به این ناحیه مهاجرت می‌کنند ولی بسیاری از این پرندگان به جای تالاب های زیبای شمال، از بازار پرنده فروشان سر در می‌آورند.


اینجا در بازار پرندگان شهر فریدون کنار، صدها پرنده ی وحشی  را مرده و یا زنده می‌فروشند. شکار این پرنده ها هرچند غیر قانونی است ولی اینجا گویی خبر از قانون و ماموران قانون نیست و برخی از این پرندگان مانند باکلان ها حرام گوشت اند و برخی مردارند و حرام گوشت و مردم از سر بی خبری یا ناآگاهی این ها را می‎خرند، بنابر آخرین اعلام موسسه ی جهانی حیات پرندگان درسال 2003 حدود هفت صد هزار پرنده، در فریدونکنار صید شدند که احتمالا تاکنون به بیش از یک میلیون پرنده در سال رسیده است، این نسل کشی پرندگان در فریدون کنار گونه های مختلف آن را در خطر انقراض قرار داده است.


رونق بازار پرندگان فریدون کنار، شهر های اطراف را هم برای پرندگان مهاجر ناامن کرده است. و شکارچیان شهرهای اطراف هم، انواع پرندگان را به این بازار می‎آورند تا بفروشند و پرندگانی که به خاطر شکار بی رویه در منطقه فریدون کنار کمیاب شده اند، از تالاب های دیگری چون، تالاب میانکاله صید و به اینجا آورده می‎شوند.


اگر چه در تمام طول سال شکار صورت می گیرد اما در فصول سرد به دلیل کمبود غذا و نزدیک شدن حیوانات به مناطق مسکونی، شکار، روند و سرعت بیشتری به خود می‌گیرند. البته ماموران محیط زیست تا پای جان از پرندگان مهاجر و انواع دیگر جانداران شمال ایران محافظت می‎کنند ولی تعداد آنها خیلی کمتر از آن است که بشود مقابل این همه شکارچی ایستاد. زمستان سخت ترین فصل سال برای حیوانات است، برف زمین را می پوشاند و غذا کم می شود، به خصوص پرندگانی که غذای آنها حشرات و گیاهان است، نمی توانند غذا پیدا کنند چون بیش تر حشرات و گیاهان هم به خواب زمستانی می‎روند. در شرایط طبیعی و عادی جانداران مختلف حیات وحش به کمک انسان نیازی ندارند ولی چون دخالت انسان در عرصه ی زمین از حد گذشته و زیستگاه های طبیعی بسیار کاهش یافته و محدود شده اند اقدامات حمایتی از سوی انسانها، لازم به نظر می‌رسد.


ماموران محیط زیست، برای علف خواران، علف می‎ریزند و برای پرندگان، دانه، برخی از این علف خواران و دانه خواران غذای حیوانات گوشت خوار وپرندگان شکاری می شوند تا آنها هم زنده بمانند و زنجیره ی حیات تکمیل شود. تاکنون محیط بانان زیادی جان خود را در این راه از دست داده اند.


 

0
0
پاسخ به نظر
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.